السيد الخميني

مقدمه 14

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

با ديد وحدت ، در كثرت مىتند ؛ كه اين همان « اسفار چهارگانه » است ، چنان كه در پايان متن كتاب آمده است ؛ يعنى ، به سوى خدا نيت كردن ، و در اوصاف خدا تأمل نمودن ، و به رسالت پيامبر ( ص ) شهادت دادن ، و سرانجام رو به همهء بندگان صالح كردن و به آنها درود فرستادن ، نشانهء سلوكهاى چهارگانه مىباشد . اسرار نماز را مىتوان از آياتِ ناظر به آن ، و رواياتِ شارحِ آن ، و ادعيهء افتتاحى يا تعقيبىِ آن ، و احوال معصومين ( ع ) در هنگام امتثال آن ، و نيز شواهد عينى شاگردان آنان در حالت نماز ، اثبات كرد . هر مرتبه‌اى از نماز اثر مناسب آن مرحله را داراست ؛ مثلًا ، نمازِ نشئهء اعتبار ، نهى اعتبارى از فحشاء و منكر جعلى دارد ؛ و صورت ملكوتى آن در برزخ ، مانع آسيب‌رسانى صورت برزخى فحشاء و منكر مىباشد ؛ و سيرت عقلى آن در قلمرو عقل تام ، دافعِ نفوذِ صورتِ مثالىِ معاصى به بالا است . يعنى ، در نشئهء اعتبار ، و نيز مرتبهء برزخ ، تأثير نماز به صورت « دفع » يا « رفع » نسبت به فحشاء و منكر قابل توجيه است ؛ ولى در مرحلهء نهايى عقل ، فقط جنبهء « دفعى » دارد نه رفع ؛ نظير « رجم شيطان » و طرد آن از منطقهء وحى يا بى كه فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً ؛ « 1 » ليكن نسبت به خرق حجابهاى نورى ، جنبهء « رفع » دارد . و چون همهء اين امورِ ناظرِ به عالم مثال و عقلْ تكوينى محض‌اند ، و عهده‌دار آنها سرّ نماز است نه ظاهر آن كه امرى است اعتبارى - زيرا اعتبارىها را بايد با هم سنجيد و حقيقىها را لازم است با هم ارزيابى نمود - مثلًا از آيهء وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى « 2 » گذشته از آنكه اعتبار مكان خاص براى نمازِ طواف استفاده مىشود ، توجه به مكانت خليل الرحمن و نيل به منزلت نسبى آن حضرت ( ع ) نيز استنباط مىشود ، كه يكى ناظر به صورت نماز است ، و ديگرى راجع به سيرت آن . سرّ نمازْ همهء مجارى ادراكى و تحريكى نمازگزار را مظهر درك و فعل حق مىكند ؛ لذا ممكن است نوك شكستهء تيرى را از پاى نمازگزار در حالت سجده بيرون آورند و او احساس نكند ، و نالهء مستمندى را در حال ركوع بشنود و انگشتر خويش را به او صدقه دهد ؛ زيرا جمع اين دو حال از لحاظ ظاهر بسى دشوار است ،

--> ( 1 ) - ( جن / 9 ) ( 2 ) - ( بقرة / 125 )